چکیده پروژه بازسازی هتل سنتی آب میرزا:
خلاصه صوتی:
چکیده پروژه بازسازی هتل سنتی آب میرزا:
پروژه بازسازی هتل سنتی آب میرزا، واقع در نزدیکی حرم امام رضا (ع) و خیابان شیرازی مشهد، با هدف بهبود و طراحی مجدد ساختمانهای موجود با تمرکز بر معماری سنتی ایرانی انجام شده است. در این پروژه که از سال ۹۷ آغاز شد، با توجه به حجم غیرقابل تغییر دو ساختمان اصلی، طراحی داخلی با استفاده از المانهای سنتی ایرانی و بهینهسازی فضاهای اقامتی صورت گرفته است.
کانسپت اصلی در طراحی معماری و ویژگیهای برجسته این پروژه
- معماری سنتی ایرانی: استفاده از مصالح بومی مانند آجر، کاهگل، گچبری و کاشیهای سنتی، ایجاد فضای داخلی و خارجی با الهام از معماری سنتی ایران.
- حیاط مرکزی آرام با استفاده از عنصر آب: طراحی حیاط مرکزی با حوض، آبنما و فلاور باکسها، فضایی آرام و دلنشین را برای استراحت مهمانان فراهم کرده است.
- هشتی ورودی: اضافه شدن فضای هشتی به عنوان مکانی برای پذیرش مهمانان و تعامل با فضای شهری.
هشتی ورودی با طراحی منحصر به فرد و استفاده از عناصر تزئینی سنتی، اولین برخورد مهمانان با فضای هتل را به یک تجربه فراموشنشدنی تبدیل میکند. - حمام سنتی: ایجاد یک حمام سنتی با ظرفیت محدود و خصوصی، تجربهای اصیل از حمامهای سنتی ایرانی را برای مهمانان فراهم میکند.
- کافی شاپ روباز: طراحی کافی شاپ روباز با استفاده از بادگیر و دیوار سبز، فضایی دلنشین برای گذراندن اوقات فراغت مهمانان ایجاد کرده است.
- پایداری: استفاده از مصالح بومی و تکنیکهای ساخت سنتی، به همراه استفاده از دیوار سبز و بادگیر، این پروژه را به یک نمونه موفق از معماری پایدار تبدیل کرده است.
- فضاهای داخلی: واحدهای اقامتی با شیشههای رنگی و سقفهای چوبی تزئین شدهاند و فضاهای عمومی با نقاشیهای اصیل ایرانی آراسته شده است.
- فضاهای خاص: ایجاد مطبخ سنتی، حمام سنتی و بادگیر به عنوان بخشهای ویژه هتل.
- استفاده از نقاشیهای سنتی: دیوارهای محوطه با نقاشیهای الهام گرفته از بافت محله ماسوله تزئین شدهاند.
این پروژه با هدف حفظ میراث معماری ایرانی و ارتقاء تجربه اقامت مهمانان به انجام رسیده است. در این پروژه، تلاش شده است تا با تلفیق معماری سنتی ایران با امکانات مدرن، فضایی منحصر به فرد و آرام برای مهمانان ایجاد شود.
برای مشاهده تصاویر بیشتر و اطلاعات تکمیلی، ادامه این صفحه را دنبال کنید.
وضعیت سازهای و محدودیتهای اولیه پروژه
یکی از مهمترین محدودیتهای پروژه، عدم امکان افزایش طبقات و تغییر اساسی حجم دو ساختمان موجود بود. بنابراین طراحی باید در چهارچوب کالبدی موجود شکل میگرفت و کیفیت پروژه از طریق اصلاح فضا، جزئیات معماری، نما، حیاط، مسیرهای حرکتی و استفاده بهتر از ظرفیتهای ساختمان ارتقا پیدا میکرد.
دو ساختمان اصلی مجموعه از نظر سازهای نیز شرایط یکسانی نداشتند.
یکی از ساختمانها دارای ساختاری بسیار قدیمی، با دیوارهای خشتی و اجزای سازهای چوبی بود. ساختمان دیگر با دیوارهای باربر و سقفهای طاق ضربی ساخته شده بود.
این تفاوت، مداخله در بنا را حساستر میکرد. پیش از ورود جدی به مرحله طراحی و اجرای جزئیات معماری، تا حد امکان نسبت به بازسازی، ترمیم و تقویت بخشهای قابل حفظ سازه اقدام شد تا پایداری و استحکام مورد نیاز ساختمان تأمین شود.
پس از تثبیت شرایط موجود، طراحی معماری با توجه به محدودیتهای سازهای و کالبدی توسعه یافت. در واقع، بخش مهمی از فرایند طراحی، پیدا کردن راهحلهایی بود که بدون تحمیل تغییرات غیرضروری به سازه قدیمی، بتواند کیفیتی تازه و منسجم به مجموعه بدهد.
ایده اصلی؛ بازآفرینی تجربه خانه ایرانی برای زائر معاصر
کانسپت اصلی پروژه بر دو مفهوم شکل گرفت:
«بازآفرینی تجربه خانههای ایرانی برای زائر معاصر» و
«حرکت تدریجی از فضای شهری به یک فضای آرام داخلی».
موقعیت هتل در نزدیکی حرم امام رضا (ع) و قرارگیری آن در مسیر حرکت پیاده زائران، تأثیر مستقیمی بر شکلگیری این ایده داشت.
در چنین بستری، معماری تنها به معنای طراحی یک محل اقامت نبود. مهمان ممکن است پس از ساعتها سفر، حضور در بافت شلوغ اطراف حرم و طی کردن مسیرهای پیاده وارد مجموعه شود. بنابراین ورود به هتل میتوانست به نوعی تغییر تدریجی در کیفیت فضا تبدیل شود؛ از هیاهوی بیرون به محیطی آرام، محصور و درونگرا.
به همین دلیل، طراحی بر اساس حرکت، مکث و کشف تدریجی جزئیات شکل گرفت.
ما تلاش کردیم مهمان در طول مسیر، معماری را یکباره مشاهده نکند؛ بلکه آن را قدمبهقدم تجربه کند. تغییر بافت مصالح، عبور از ورودی، حضور در هشتی، ورود به حیاط، مشاهده آب، آجر، کاشی، چوب، نقاشیها و سپس حرکت به سمت اتاقها و سایر فضاهای مجموعه، بخشی از همین روایت فضایی است.
این رویکرد با مفهوم سنتی خانه ایرانی نیز هماهنگ است؛ جایی که معماری از طریق یک محور مستقیم و آشکار در اختیار مخاطب قرار نمیگیرد و ورود از فضای عمومی به خصوصی بهتدریج اتفاق میافتد.
سازمان فضایی مجموعه و شکلگیری حیاط مرکزی
دو ساختمان اصلی پروژه تقریباً بهصورت عمود بر یکدیگر قرار گرفتهاند و همین نحوه استقرار، بهطور طبیعی فضای میان آنها را به یک حیاط مرکزی تبدیل کرده بود.
این ویژگی موجود، به جای آنکه صرفاً بهعنوان محدودیت در نظر گرفته شود، به یکی از اصلیترین ظرفیتهای طراحی تبدیل شد.
حیاط در معماری ایرانی همواره چیزی فراتر از یک فضای خالی میان ساختمانهاست. حیاط میتواند مرکز زندگی، محل مکث، ارتباط، دیدار و استراحت باشد. بر همین اساس، تلاش شد حیاط آب میرزا نیز به قلب فضایی مجموعه تبدیل شود.
حضور آب، گیاه، تختهای چوبی، آلاچیقها، سطوح آجری و عناصر تزئینی بهگونهای در کنار یکدیگر قرار گرفتند که مهمان پس از ورود به مجموعه با یک فضای داخلی آرام و متفاوت از بافت شهری پیرامون مواجه شود.
جزئیات دقیقتر سازمان فضایی حیاط، جانمایی عناصر و ارتباط آن با ساختمانهای پیرامونی در نقشهها و مدارک معماری پروژه قابل مشاهده است.
عنصر آب و نقش آن در فضای حیاط
در مرکز حیاط، حوض سنگی فیروزهای بهعنوان یکی از عناصر اصلی ترکیب فضایی قرار گرفت.
آب در این پروژه تنها یک عنصر تزئینی نیست. حضور آن از چند جهت اهمیت دارد: ایجاد مرکزیت در حیاط، انعکاس نور و رنگ، ایجاد صدای پسزمینه آرام و تقویت حس سکون در فضای داخلی مجموعه.
در اطراف حوض، تختهای چوبی و فضاهای نشستن طراحی شدند تا حیاط صرفاً مسیر عبور میان اتاقها نباشد، بلکه مهمان بتواند در آن توقف کند، بنشیند و از محیط استفاده کند.
در بخش دیگری از حیاط نیز آبنمایی با ترکیب سنگ و پوشش گیاهی طراحی شد که صدای ملایم آب را در فضای مجموعه تقویت میکند.
در کنار آب، استفاده از گیاهان و فلاورباکسها باعث شده مرز میان فضای ساختهشده و عناصر طبیعی تا حدی نرمتر شود و حیاط کیفیتی آرامتر پیدا کند.
هشتی ورودی؛ واسطهای میان شهر و فضای درونی
یکی از مهمترین مداخلات طراحی در پروژه، ایجاد هشتی ورودی بود.
در شرایط اولیه، ارتباط مجموعه با فضای شهری کیفیت لازم برای یک هتل با هویت معماری مشخص را نداشت. در حالی که در ایده طراحی، ورود به بنا یکی از مهمترین بخشهای تجربه معماری محسوب میشد.
به همین دلیل، فضایی در حدود ۳۰ مترمربع در ورودی مجموعه برای ایجاد هشتی و فضای پذیرش در نظر گرفته شد.
هشتی در معماری سنتی ایران، یک فضای واسط است؛ فضایی میان «بیرون» و «درون». فرد با عبور از آن، بدون آنکه مستقیماً وارد بخش خصوصی بنا شود، بهتدریج از فضای عمومی شهر جدا میشود.
در آب میرزا نیز هشتی همین نقش را بر عهده دارد.
مهمان از مسیر پیاده و فضای نسبتاً پرتردد شهری وارد فضایی با مقیاس کوچکتر، نور کنترلشدهتر و جزئیات معماری بیشتر میشود. از آنجا مسیر ورود به حیاط و بخشهای مختلف مجموعه قابل درک میشود.
بنابراین هشتی همزمان چند عملکرد دارد: پذیرش، انتظار، هدایت مهمان، کنترل ورود و ایجاد یک مرحله انتقالی میان شهر و فضای آرام داخلی هتل.
هندسه و جزئیات معماری هشتی
فرم و جزئیات هشتی با الهام از هندسه معماری سنتی ایران توسعه یافت.
در این بخش از ستونهای سنگی تراشیدهشده، کاربندی، نقوش هندسی و ترکیب هشتضلعی استفاده شد.
انتخاب هندسه هشتضلعی، علاوه بر ارتباط آن با الگوهای هندسی معماری ایرانی، امکان ایجاد یک مرکز فضایی مشخص در سقف و هدایت نگاه به سمت بالا را فراهم کرد.
در طراحی این بخش تلاش شد مخاطب از همان لحظه ورود متوجه تغییر فضای معماری شود. بنابراین جزئیات سقف، ستونها، مصالح، نور و تزئینات بهعنوان مجموعهای واحد طراحی شدند.
هشتی در واقع نخستین معرفی معماری پروژه به مهمان است و به همین دلیل، کیفیت جزئیات آن نقش مهمی در شکلگیری تصور اولیه مخاطب از هتل دارد.
معماری مبتنی بر حرکت و مشاهده جزئیات
یکی از ویژگیهای مهم طراحی پروژه، توجه به تجربه پیاده و نحوه دیده شدن معماری در حین حرکت است.
قرارگیری مجموعه در مسیر زائرانی که بخش مهمی از دسترسی خود به حرم را بهصورت پیاده طی میکنند، باعث شد مفهوم «قدم زدن» در شکلگیری جزئیات پروژه اهمیت پیدا کند.
در این نگاه، معماری تنها برای دیده شدن در یک تصویر کلی طراحی نشده است. بخش زیادی از عناصر در مقیاس نزدیک و در فاصلهای طراحی شدهاند که مخاطب هنگام عبور از کنار آنها بتواند بافت، رنگ و جزئیاتشان را مشاهده کند.
آجرچینی، کاشیها، گچبریها، چوب، نقاشیهای دیواری، فرم پنجرهها، شیشههای رنگی و جزئیات سقفها در همین مقیاس طراحی شدهاند.
این ویژگی موجب میشود تجربه فضا با حرکت فرد تغییر کند و در هر قسمت، جزئیات تازهای برای کشف وجود داشته باشد.
ارتباط دو ساختمان و شکلگیری مسیر پشتبام
در محل اتصال دو ساختمان، فضای محدودی وجود داشت که امکان ایجاد یک دسترسی جدید را فراهم میکرد. در این قسمت، پلکانی باریک طراحی شد که ارتباط عمودی مجموعه را تکمیل کرده و امکان دسترسی به پشتبام را فراهم میکند. ایجاد این دسترسی، ظرفیت جدیدی را در پروژه آشکار کرد.
تا پیش از آن، بام صرفاً سطح فوقانی ساختمان بود؛ اما با فراهم شدن دسترسی مناسب، این سؤال مطرح شد که آیا میتوان بام را نیز به بخشی از تجربه معماری و فضای قابل استفاده هتل تبدیل کرد؟
از همین نقطه، ایده طراحی روفگاردن و کافیشاپ روباز شکل گرفت.
به این ترتیب، یک تصمیم عملکردی برای اتصال سطوح ساختمان به ایجاد فضای تازهای در پروژه منجر شد.
روفگاردن و کافیشاپ روباز
با توجه به محدودیت امکان افزایش طبقات، استفاده مؤثر از پشتبام اهمیت بیشتری پیدا کرد.
بام مجموعه به فضایی برای استراحت، نشستن و فعالیت کافیشاپ تبدیل شد؛ فضایی که در فصلهای مناسب سال میتواند بهعنوان مکمل حیاط مرکزی مورد استفاده قرار گیرد.
در طراحی روفگاردن، تلاش شد زبان معماری مجموعه در ارتفاع نیز ادامه پیدا کند. استفاده از آجر، کاشی، فضای سبز و فرمهای الهامگرفته از معماری ایرانی موجب شده است این بخش به فضای مستقلی از هویت کلی پروژه تبدیل نشود.
فضای آمادهسازی کافیشاپ در مجاورت ساختمان غربی و در نقطهای جانمایی شد که بتواند بدون ایجاد تداخل جدی در حرکت مهمانان، خدمات مورد نیاز فضای بام را تأمین کند.
در طراحی این قسمت نیز از کاشیهای مینیاتوری با نقوش برگرفته از نقاشی ایرانی استفاده شد.
بادگیر؛ نشانهای از معماری اقلیمی ایران
یکی از عناصر شاخص روفگاردن، فرم بادگیر است.
در طراحی این عنصر، بیش از آنکه بازسازی عینبهعین یک بادگیر تاریخی مدنظر باشد، هدف ایجاد نشانهای قابل تشخیص از معماری اقلیمی ایران و تکمیل ترکیب فضایی بام بوده است.
فرم بادگیر در کنار آجر، فضای سبز و عناصر سنتی، به ایجاد یک نشانه عمودی در بام کمک میکند و از برخی زوایا به یکی از عناصر قابل تشخیص مجموعه تبدیل میشود.
این موضوع اهمیت دارد که در معرفی پروژه میان «استفاده از فرم و مفهوم بادگیر» و عملکرد کامل بادگیرهای تاریخی تمایز قائل شویم. در این پروژه، بادگیر بخشی از زبان معماری و هویت بصری روفگاردن است.
دیوار سبز و کنترل جبهه غربی
در بخش غربی ساختمان، یک دیوار سبز طراحی شد.
انتخاب این جبهه به دلیل مواجهه بیشتر آن با تابش مستقیم و شدید نور خورشید در ساعات بعدازظهر اهمیت داشت.
پوشش گیاهی علاوه بر ایجاد کیفیت بصری، به نرمتر شدن سطح وسیع دیوار و ایجاد سایه در بخشی از آن کمک میکند. همچنین حضور گیاه در ارتفاع بام باعث شده فضای کافیشاپ از حالت کاملاً سخت و ساختهشده خارج شود.
در این بخش نیز تلاش شد فضای سبز نه بهعنوان یک عنصر جداگانه، بلکه در کنار معماری و مصالح پروژه تعریف شود.
بازطراحی نما
یکی از گستردهترین مداخلات پروژه مربوط به بازطراحی کامل نماها بود.
در ابتدا، درخواست کارفرما بیشتر بر طراحی پوسته بیرونی ساختمان متمرکز بود، اما با توسعه طرح و ارائه پیشنهادهای داخلی، پروژه به سمت بازنگری کلی مجموعه حرکت کرد.
در طراحی نما تلاش شد ساختمانها از ظاهر قبلی خود فاصله گرفته و به یک ترکیب منسجم با هویت ایرانی برسند.
آجر سنتی، سطوح با بافت کاهگل، گچبری، کاشی، چوب و عناصر تزئینی در کنار یکدیگر قرار گرفتند، اما تلاش شد استفاده از این عناصر صرفاً تزئینی و پراکنده نباشد.
تناسب بازشوها، قابها، سایهروشنها، عقبنشستگیها و ترکیب مصالح همگی در شکلگیری تصویر نهایی نما مورد توجه قرار گرفتند.
هدف، ساخت تصویری از یک «بنای قدیمی جعلی» نبود، بلکه ارائه برداشت جدیدی از معماری ایرانی بر روی کالبد موجود ساختمان بود.
مصالح و جزئیات معماری
یکی از مهمترین ابزارهای ایجاد هویت در پروژه، انتخاب مصالح بود.
آجر، کاهگل، سنگ، چوب، گچ، کاشیهای سنتی و شیشههای رنگی بخش عمده پالت مصالح پروژه را تشکیل میدهند.
انتخاب این مصالح علاوه بر ویژگی ظاهری، به دلیل کیفیت بافت و نحوه مواجهه مخاطب با آنها در فاصله نزدیک صورت گرفت.
آجر در بسیاری از قسمتها نه تنها یک پوشش، بلکه بخشی از جزئیات و ریتم نماست. کاشیها بهعنوان نقاط رنگی و تأکیدی استفاده شدهاند و چوب در سقفها و بخشهایی از فضای داخلی، گرمای بیشتری به محیط میدهد.
در برخی سطوح که مصالح سنتی در معرض شرایط محیطی قرار داشتند، از پوششهای محافظ مناسب برای افزایش دوام آنها استفاده شد.
نقاشیهای دیواری و مواجهه با جدارههای مرتفع
وجود دیوارهای بلند در مجاورت هشتی و بخشهایی از حیاط یکی از چالشهای بصری پروژه بود.
اگر این جدارهها بدون مداخله باقی میماندند، میتوانستند احساس بسته بودن و سنگینی بیشتری در حیاط ایجاد کنند.
برای کاهش این اثر، بخشی از سطوح به نقاشیهای دیواری اختصاص یافت.
در طراحی این نقاشیها از تصاویر و ترکیببندیهایی الهامگرفته از بافتهای پلکانی و معماری سنتی ایران، از جمله فضای بصری ماسوله، استفاده شد.
هدف از این انتخاب، بازسازی معماری ماسوله در مشهد نبود؛ بلکه استفاده از تصویر یک بافت ایرانی برای شکستن مقیاس دیوار، افزایش عمق بصری و ایجاد کیفیتی داستانی در فضای حیاط بود.
به این ترتیب، سطحی که در ابتدا یک مانع بصری محسوب میشد، به بخشی از تجربه فضای مجموعه تبدیل شد.
طراحی فضاهای داخلی و واحدهای اقامتی
از آنجا که بخشهایی از تقسیمات و زیرساختهای داخلی پیش از ورود تیم طراحی تغییر کرده بود، امکان طراحی پلانها از نقطه صفر وجود نداشت.
بنابراین رویکرد در فضای داخلی بر اصلاح وضعیت موجود، بازتعریف کیفیت معماری اتاقها و هماهنگ کردن فضاهای داخلی با شخصیت کلی پروژه استوار شد.
در اتاقها از ترکیبی از سطوح با بافت کاهگل، آجر، چوب و شیشههای رنگی استفاده شد.
شیشههای رنگی علاوه بر ارجاع به معماری ایرانی، با عبور نور، کیفیت متفاوتی در ساعات مختلف روز ایجاد میکنند. سقفهای چوبی نیز به ایجاد حس گرما و کاهش خشکی فضای اقامتی کمک میکنند.
تابلوها و نقاشیهای ایرانی در نقاط مشخصی از فضا قرار گرفتند تا بدون اشباع بیش از حد محیط، به تکمیل هویت بصری اتاقها کمک کنند.
در فضاهای عمومی نیز این زبان از طریق کاشیهای رنگی، جزئیات چوبی، نقاشی و عناصر معماری ادامه پیدا میکند.
تلفیق معماری سنتی با نیازهای اقامت معاصر
یکی از موضوعات مهم در چنین پروژهای، ایجاد تعادل میان هویت سنتی و نیازهای عملکردی یک هتل امروزی است.
اگر عناصر سنتی صرفاً بهعنوان دکور در یک ساختمان مدرن قرار بگیرند، فضا ممکن است تصنعی به نظر برسد. از سوی دیگر، بازسازی کامل الگوهای تاریخی نیز الزاماً پاسخگوی نیازهای یک مجموعه اقامتی امروز نیست.
به همین دلیل، تلاش شد سنت بیشتر در کیفیت فضا، مصالح، مقیاس، مسیر حرکت، نور، رنگ و جزئیات حضور پیدا کند؛ در حالی که عملکرد اصلی اتاقها و فضاهای خدماتی همچنان با نیازهای مهمان معاصر هماهنگ باشد.
به بیان دیگر، هدف پروژه تقلید از گذشته نبود؛ بلکه استفاده از ظرفیتهای معماری گذشته برای ساخت یک تجربه معاصر بود.
حمام سنتی هتل آب میرزا
یکی از فضاهایی که در بازطراحی مجموعه ظرفیت ویژهای پیدا کرد، زیرزمین ساختمان شمالی بود.
این بخش پیش از آن عمدتاً بهعنوان فضای انبار مورد استفاده قرار میگرفت و کیفیت معماری قابل توجهی نداشت.
در طرح جدید، زیرزمین به یک حمام سنتی با ظرفیت محدود و فضای خصوصیتر تبدیل شد.
سازمان فضایی حمام در چهار بخش اصلی تعریف شد: ورودی، فضای خشک، فضای اصلی حمام و بخش ماساژ سنتی.
در طراحی این قسمت، تلاش شد روند ورود به فضای حمام نیز بهتدریج انجام شود و مهمان مستقیماً وارد فضای اصلی نشود.
استفاده از کاشیهای سنتی، نقوش ایرانی، نور کنترلشده و رنگهای گرم به شکلگیری شخصیت این قسمت کمک کرده است.
حمام سنتی در این پروژه صرفاً بهعنوان یک سرویس جانبی در نظر گرفته نشده، بلکه بخشی از تجربه اقامت است؛ تجربهای که مهمان را با یکی از تیپهای فضایی مهم معماری و فرهنگ ایرانی مواجه میکند.
مطبخ و سایر فضاهای ویژه
در کنار حمام سنتی، ایجاد فضاهایی مانند مطبخ سنتی نیز در راستای کامل کردن تجربه مجموعه مورد توجه قرار گرفت.
هدف از طراحی این فضاها، افزایش تعداد عناصر تزئینی نبود؛ بلکه تلاش شد فعالیتهای مختلف هتل نیز تا حد امکان با شخصیت کلی معماری هماهنگ شوند.
مطبخ، حمام، هشتی، حیاط و روفگاردن در کنار اتاقهای اقامتی، مجموعهای از فضاهای متفاوت را شکل میدهند که مهمان میتواند در طول اقامت آنها را تجربه کند.
همین تنوع فضایی، هتل را از یک مجموعه متشکل از اتاق و راهرو خارج کرده و به فضایی نزدیکتر به ساختار یک خانه یا مجموعه سنتی تبدیل میکند.
حفظ بنا به جای تخریب کامل
یکی از جنبههای مهم پروژه، تصمیم به ادامه حیات ساختمانهای موجود بود.
با وجود سن بالا و تفاوت سیستمهای سازهای دو بنا، تلاش شد تا جایی که امکان فنی وجود داشت، بخشهای قابل حفظ ساختمان ترمیم و تقویت شوند و ساختار کلی مجموعه باقی بماند.
این رویکرد علاوه بر حفظ بخشی از حافظه کالبدی ساختمان، از تخریب کامل و ساخت مجدد نیز جلوگیری کرد.
به همین دلیل، میتوان یکی از جنبههای پایداری پروژه را نه در استفاده از یک فناوری خاص، بلکه در بازاستفاده از ساختمان موجود، حفظ سازههای قابل نگهداری و دادن کارکرد و هویت تازه به یک مجموعه قدیمی دانست.
جمعبندی
پروژه هتل سنتی آب میرزا از نقطهای آغاز شد که بخش زیادی از تصمیمات اولیه درباره تخریب فضای داخلی و زیرساختها پیشتر گرفته شده بود و ساختمان نیز محدودیتهای جدی سازهای و کالبدی داشت.
امکان افزایش طبقات وجود نداشت، دو ساختمان دارای سیستمهای سازهای قدیمی و متفاوت بودند و بخشی از فضاهای داخلی نیز پیش از ورود تیم طراحی تغییر کرده بود.
در چنین شرایطی، راهحل پروژه نه در توسعه حجم بنا، بلکه در بازخوانی امکانات موجود و افزایش کیفیت معماری از طریق فضا، حرکت، حیاط، نما و جزئیات پیدا شد.
دو مفهوم اصلی، یعنی بازآفرینی تجربه خانه ایرانی برای زائر معاصر و حرکت تدریجی از فضای شهری به محیطی آرام و درونگرا، مبنای شکلگیری بخشهای مختلف طرح شدند.
هشتی، حیاط مرکزی، عنصر آب، مسیرهای حرکتی، پله ارتباطی میان دو ساختمان، روفگاردن، کافیشاپ روباز، حمام سنتی، مطبخ، شیشههای رنگی، سقفهای چوبی، آجر، کاشی و نقاشیهای دیواری هرکدام بخشی از این روایت را کامل میکنند.
قرارگیری هتل در مسیر پیاده زائران نیز باعث شد «قدم زدن و کشف جزئیات» به یکی از موضوعات طراحی تبدیل شود؛ معماریای که قرار نیست فقط در یک قاب دیده شود، بلکه قرار است در حرکت تجربه شود.
در نهایت، هتل آب میرزا تلاشی است برای آنکه یک مجموعه اقامتی قدیمی، بدون حذف کامل کالبد گذشته خود، با زبان معماری ایرانی بازآفرینی شود و فضایی در اختیار زائر و مسافر معاصر قرار دهد که میان خاطره خانههای ایرانی و نیازهای اقامت امروز پیوند برقرار کند.
جمعبندی
بازطراحی و بازسازی هتل سنتی آب میرزا با تمرکز بر معماری سنتی ایرانی و استفاده از مصالح و روشهای سنتی انجام شده است. این پروژه نمونهای بارز از احیای معماری سنتی در قالب هتل سنتی و بوتیک هتل است که با طراحی روف گاردن سنتی و استفاده از آجر سنتی، تجربهای منحصر به فرد را برای مهمانان خود فراهم میکند.
برای دیدن تصاویر قبل و بعد از بازسازی پروژه، اینجا کلیک کنید.
با کلیک بر روی این متن می توانید مدارک معماری این پروژه را مشاهده کنید.


